حجاب

پیام خانواده - آسیب‌شناسی تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه یک جامعه، ارزش‌های خود را در حوزه حیا و عفت از دست داده، زمینه برای «فروپاشی» و «سلطه‌پذیری» فراهم شده است.

به گزارش پیام خانواده؛ حجت الاسلام خدابخش عبدلی در یادداشتی اینگونه آورده است: تاریخ نشان داده است که دشمنان ملت‌ها، در کنار جنگ‌های نظامی و اقتصادی، از «سلاح برهنگی» به عنوان یک ابزار راهبردی برای تضعیف جوامع و به شکست کشاندن تمدن‌ها استفاده کرده‌اند. این سلاح، با هدف تخریب بنیان خانواده، تضعیف هویت دینی و فرهنگی، و ایجاد شکاف نسلی، به کار گرفته می‌شود. از داستان لشکر حضرت موسی(ع) که با اعزام زنان بی‌حجاب و بی‌عفّت به اردوی نظامی، موجب تضعیف روحیه و شکست آنان شد، تا سیاست‌های «کشف حجاب» توسط آتاتورک در ترکیه و رضاخان در ایران، و تا «انقلاب جنسی» در غرب، همگی نشان از یک الگوی ثابت تاریخی دارند: دشمن، برای تسخیر یک ملت، ابتدا زنان آن را هدف قرار می‌دهد. این نوشتار، با رویکردی تاریخی-تحلیلی، به تبیین این الگو و پیامدهای آن در تاریخ معاصر ایران و جهان می‌پردازد.«استفاده ابزاری از زنان» و «ترویج بی‌حجابی و بی‌عفتی» به دلیل تأثیر مستقیم بر «بنیان خانواده»، «هویت فرهنگی» و «نسل آینده»، از کارآمدترین روش‌های جنگ نرم محسوب می‌شود.

این استاد حوزه در ادامه یادداشت خود چنین بیان کرده است:

آسیب‌شناسی تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه یک جامعه، ارزش‌های خود را در حوزه حیا و عفت از دست داده، زمینه برای «فروپاشی» و «سلطه‌پذیری» فراهم شده است.

بخش اول: ریشه‌های تاریخی؛ از لشکر موسی(ع) تا انقلاب جنسی

۱-۱. داستان لشکر موسی(ع)؛ اولین نمونه استفاده از سلاح برهنگی

در منابع تاریخی و روایی، داستانی عبرت‌آموز از لشکر حضرت موسی(ع) نقل شده است که در آن، دشمن با اعزام زنان بی‌حجاب و بی‌عفّت به اردوی نظامی، موجب تضعیف روحیه و شکست آنان می‌شود. بر اساس برخی روایات، پس از آنکه بنی‌اسرائیل در جنگ با دشمنان دچار سستی شدند و شکست خوردند، حضرت موسی(ع) علت را جویا شد و متوجه شد که «زنان بی‌حجاب و بی‌عفّت» که توسط دشمن به اردوی آنان فرستاده شده بودند، باعث «انحراف فکری و جنسی» و «تضعیف اراده» رزمندگان شده‌اند. این داستان، هرچند ممکن است در جزئیات با اختلاف روایت مواجه باشد، اما پیام اصلی آن روشن است: «برهنگی و بی‌عفتی، یک سلاح جنگی» است که دشمنان برای «تخریب روحیه» و «به هم ریختن نظم» جبهه خودی از آن استفاده می‌کنند.

بر اساس تحلیل‌های تاریخی، این الگو در طول تاریخ بارها تکرار شده است. از زنان «ماجولان» در یونان باستان که برای تضعیف اراده رزمندگان به اردوگاه‌های نظامی فرستاده می‌شدند، تا استفاده از «روسپی‌ها» در جنگ‌های صلیبی برای تضعیف روحیه مسلمانان، همگی نشان از یک حقیقت تاریخی دارند: «برهنگی، سلاحی است که هزینه‌های آن را ملت‌های مظلوم می‌پردازند».

۱-۲. انقلاب جنسی در غرب؛ تخریب بنیان خانواده

در قرن بیستم، غرب با طراحی و اجرای «انقلاب جنسی» (Sexual Revolution)، به دنبال «تخریب بنیان خانواده» و «رهاسازی غرایز جنسی» از قید و بندهای اخلاقی و دینی بود. این انقلاب که از دهه ۱۹۶۰ میلادی با ظهور قرص‌های ضدبارداری و جنبش‌های فمینیستی آغاز شد، به تدریج به یک «ابزار سلطه» برای نفوذ در جوامع شرقی و اسلامی تبدیل شد.

هدف اصلی این انقلاب، «ترویج بی‌عفتی به عنوان یک ارزش» و «تخریب نهاد خانواده به عنوان آخرین سنگر مقاومت» در برابر لیبرالیسم و سکولاریسم بود. بر اساس نظریه‌های برخی از متفکران غربی(مانند هربرت مارکوزه در کتاب «انسان تک‌بعدی»)، «رهایی جنسی» به عنوان یک «ابزار رهایی از سرکوب» معرفی شد، اما در عمل، این «رهایی» به «تبدیل زنان به کالا» و «تخریب بنیان خانواده» انجامید. مارکوزه در این کتاب، با نقد جامعه سرمایه‌داری، نشان می‌دهد که چگونه «صنعت سرگرمی» و «رسانه‌ها» از «جنسیت» برای «تولید نیازهای کاذب» و «انفعال سیاسی» استفاده می‌کنند.

امروزه، آمارهای جهانی نشان می‌دهد که کشورهایی که بیشترین میزان «طلاق»، «فرزندان نامشروع» و «خشونت خانگی» را دارند، همان کشورهایی هستند که بیشترین میزان «بی‌عفتی» و «برهنگی» در آنها رواج دارد. بر اساس گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۲۳، میانگین طلاق در کشورهای اروپایی حدود ۴۰ درصد و در آمریکا حدود ۵۰ درصد است، در حالی که این آمار در کشورهای اسلامی با فرهنگ حجاب و عفاف، به مراتب پایین‌تر است. این آمار، نشان از یک رابطه معکوس میان «بی‌عفتی» و «پایداری خانواده» دارد.

بخش دوم: تاریخچه کشف حجاب در ترکیه و ایران

۲-۱. کشف حجاب در ترکیه؛ پروژه غربی‌سازی آتاتورک

در سال ۱۹۲۵، مصطفی کمال آتاتورک، بنیان‌گذار ترکیه مدرن، با اجرای یک سری اصلاحات رادیکال، از جمله «ممنوعیت حجاب» در ادارات دولتی و دانشگاه‌ها، به دنبال «غربی‌سازی» و «سکولاریزاسیون» جامعه ترکیه بود. آتاتورک با الهام از اندیشه‌های «کمالیسم»، معتقد بود که برای مدرن‌شدن ترکیه، باید «اسلام» را از عرصه عمومی حذف کرد و «ارزش‌های غربی» را جایگزین آن نمود. یکی از اولین گام‌ها در این مسیر، «کشف حجاب» و «ترویج بی‌حجابی» به عنوان نماد مدرنیته بود.

این سیاست، اگرچه در ظاهر با هدف «آزادی زنان» و «برابری جنسیتی» توجیه شد، اما در عمل، به «تخریب هویت اسلامی» زنان و «فاصله‌گرفتن آنان از ارزش‌های دینی» انجامید. بر اساس برخی تحلیل‌ها، یکی از اهداف اصلی این سیاست، «تضعیف نفوذ روحانیت» و «کاهش نقش دین در جامعه» بود. آتاتورک با حذف حجاب به عنوان یک «نماد دینی»، به دنبال «سکولار کردن» جامعه ترکیه و «ایجاد یک هویت ملی جدید» بر اساس ارزش‌های غربی بود.

پس از آتاتورک، این سیاست در ترکیه با فراز و نشیب‌هایی ادامه یافت. در دهه ۱۹۹۰، با افزایش حضور اسلام‌گرایان در عرصه سیاسی، بحث حجاب دوباره به یک مسئله داغ تبدیل شد و نهایتاً در سال ۲۰۱۳، با تصویب قانونی که اجازه استفاده از حجاب را در ادارات دولتی می‌داد، این ممنوعیت به طور رسمی لغو شد. اما آسیب‌های این سیاست ۹۰ ساله، همچنان بر پیکر جامعه ترکیه باقی است و امروزه ترکیه با معضلاتی چون «افزایش طلاق»، «کاهش ارزش‌های خانوادگی» و «افزایش مصرف مشروبات الکلی» مواجه است که برخی تحلیلگران آن را نتیجه مستقیم سیاست‌های «غربی‌سازی» آتاتورک می‌دانند.

۲-۲. کشف حجاب در ایران؛ از رضاخان تا محمدرضا پهلوی

سیاست کشف حجاب در ایران، با الهام از اقدامات آتاتورک در ترکیه، توسط رضاخان، بنیان‌گذار سلسله پهلوی، در سال ۱۳۱۴ شمسی (۱۹۳۵ میلادی) به اجرا گذاشته شد. رضاخان با صدور فرمان «کشف حجاب»، زنان ایرانی را از استفاده از پوشش اسلامی منع کرد و آن را به یک «جرم» تبدیل نمود. این فرمان، با واکنش‌های گسترده و اعتراضات مردمی مواجه شد، اما رضاخان با استفاده از نیروی نظامی و سرکوب شدید، آن را به اجرا گذاشت. یکی از اهداف اصلی این سیاست، «تخریب مرجعیت روحانیت» و «کاهش نفوذ دین» در جامعه بود. رضاخان با حذف حجاب به عنوان یک «نماد دینی»، به دنبال «مدرن‌سازی» و «غربی‌سازی» جامعه ایران و «ایجاد یک هویت ملی جدید» بر اساس الگوی غربی بود.

پس از سقوط رضاخان و در دوران محمدرضا پهلوی، سیاست کشف حجاب با شدت کمتری ادامه یافت، اما همچنان به عنوان یک «نماد مدرنیته» و «وابستگی به غرب» ترویج می‌شد. در این دوران، رسانه‌ها و مدارس، به عنوان ابزارهای اصلی «ترویج بی‌حجابی» و «تضعیف ارزش‌های اسلامی» به کار گرفته شدند. زنان بی‌حجاب و با پوشش غربی، به عنوان «نماد زنان مدرن و پیشرفته» معرفی می‌شدند و زنان محجبه، به عنوان «عقب‌مانده» و «سنتی» تحقیر می‌شدند. این سیاست، زمینه‌ساز «شکاف نسلی» و «تضعیف هویت اسلامی» در جامعه ایران شد و یکی از عوامل مهم در «شکست سیاست‌های غربی‌سازی» در ایران، مقاومت زنان محجبه در برابر این سیاست‌ها بود.

سلاح بی‌حجابی در جنگ‌های ترکیبی؛ از فروپاشی فرهنگی تا هدف‌گذاری استراتژیک نظام

در طول ۴۷ سال پس از انقلاب اسلامی، دشمنان نظام جمهوری اسلامی، در کنار جنگ‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی، از «سلاح بی‌حجابی» و «بی‌عفتی» به عنوان یک ابزار راهبردی برای تضعیف بنیان‌های فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی ایران استفاده کرده‌اند. این سلاح، که در قالب پروژه‌هایی چون «تهاجم فرهنگی»، «شبیخون فرهنگی»، «انقلاب جنسی» و اخیراً «جنبش زن، زندگی، آزادی» طراحی و اجرا شده است، با هدف «تخریب هویت دینی»، «تضعیف نهاد خانواده» و «ایجاد شکاف نسلی» به کار گرفته می‌شود. این بخش از نوشتار، به تبیین تاریخچه و ابعاد این جنگ ترکیبی در ایران می‌پردازد و نقش عوامل مختلف فرهنگی، رسانه‌ای، اقتصادی و سیاسی را در گسترش بی‌حجابی و بی‌عفتی در جامعه ایران بررسی می‌کند. در پایان، راهکارهای عملی برای مقابله با این تهدید راهبردی، با تأکید بر حفظ وحدت ملی و انسجام اجتماعی ارائه می‌شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان نظام جمهوری اسلامی، با ناکامی در رویارویی نظامی مستقیم، به تدریج راهبرد «جنگ ترکیبی» را در پیش گرفتند. این جنگ، ترکیبی از ابزارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای است.

رهبر شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(ره)، در طول ۳۷ سال، بارها نسبت به «تهاجم فرهنگی» و «شبیخون فرهنگی» دشمن هشدار داده و آن را «خطرناک‌تر از تهاجم نظامی» معرفی کرده‌اند. ایشان در یکی از سخنرانی‌های خود فرمودند: «دشمن امروز با ابزارهای فرهنگی و رسانه‌ای، به دنبال تغییر ارزش‌های انقلابی و اسلامی در میان نسل جوان است و اگر جامعه در برابر این تهاجم، هوشیار نباشد، سرمایه‌های عظیم انقلاب، یکی پس از دیگری، از بین خواهد رفت». ایشان همچنین بر این نکته تأکید داشتند که «تهاجم فرهنگی دشمن، با هدف تضعیف ایمان، ایجاد تردید در مبانی اعتقادی و ترویج بی‌بندوباری و بی‌عفتی در جامعه طراحی شده است».

بخش اول: تاریخچه جنگ فرهنگی علیه ایران پس از انقلاب

۱-۱. شبیخون فرهنگی؛ اولین مرحله جنگ نرم

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان نظام، با ناکامی در رویارویی نظامی(جنگ تحمیلی ۸ ساله)، به تدریج راهبرد «شبیخون فرهنگی» را در پیش گرفتند. این راهبرد، که توسط برخی از نظریه‌پردازان غربی طراحی شده بود، با هدف «تغییر ارزش‌های فرهنگی و دینی» جامعه ایران، از طریق ابزارهای رسانه‌ای، ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعی، به اجرا گذاشته شد. رهبر شهید، در سال‌های اخیر، بر این نکته تأکید داشتند که «شبیخون فرهنگی دشمن، با استفاده از رسانه‌های جمعی و فضای مجازی، به دنبال تضعیف باورهای دینی و ترویج فرهنگ غربی در جامعه ایران است».

بر اساس تحلیل‌های کارشناسی، یکی از مهم‌ترین اهداف شبیخون فرهنگی، «تخریب نهاد خانواده» به عنوان آخرین سنگر مقاومت در برابر سلطه غرب بوده است. دشمن با ترویج فرهنگ «بی‌بندوباری جنسی»، «طلاق» و «فروپاشی خانواده»، به دنبال ایجاد «شکاف نسلی» و «تضعیف هویت دینی» در جامعه ایران بوده است. رهبر شهید در این باره می‌فرمایند: «اگر خانواده‌ها از هم بپاشند، دیگر هیچ نیرویی نمی‌تواند جلوی نفوذ دشمن را بگیرد».

۱-۲. تهاجم فرهنگی؛ اوج جنگ نرم

در دهه‌های اخیر، دشمن با گسترش «تهاجم فرهنگی»، به دنبال «تغییر الگوی مصرف فرهنگی» جامعه ایران بوده است. این تهاجم، که با استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی انجام می‌شود، با هدف «ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی»، «بی‌بندوباری جنسی»، «مدگرایی» و «تضعیف هویت دینی» طراحی شده است. رهبر شهید در این باره می‌فرمایند: «تهاجم فرهنگی دشمن، از جنگ نظامی خطرناک‌تر است، زیرا باورهای یک ملت را هدف قرار می‌دهد».

بر اساس برخی تحلیل‌ها، یکی از مهم‌ترین ابزارهای تهاجم فرهنگی، «صنعت مد و لباس» است که با هدف «تغییر الگوی پوشش» و «ترویج بی‌حجابی» در جامعه ایران به کار گرفته شده است. دشمن با سرمایه‌گذاری گسترده در این صنعت، به دنبال «عادی‌سازی بی‌حجابی» و «تبدیل آن به یک هنجار اجتماعی» است.

رهبر شهید بارها نسبت به این تهدید هشدار داده و بر ضرورت «مقابله با مدگرایی غربی» و «ترویج فرهنگ اسلامی-ایرانی» تأکید داشته‌اند.

بخش دوم: عوامل گسترش بی‌حجابی و بی‌عفتی در جامعه ایران

۲-۱. عوامل فرهنگی و رسانه‌ای

الف) هجوم رسانه‌های بیگانه: شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی، به عنوان مهم‌ترین ابزارهای تهاجم فرهنگی، به طور گسترده به «ترویج بی‌حجابی»، «بی‌عفتی» و «فرهنگ غربی» می‌پردازند. بر اساس یک تحلیل جامعه‌شناختی، «رسانه‌های مدرن، کلیتاً در خدمت نقد و فاصله گرفتن از الگوی مطلوب حجاب هستند». این رسانه‌ها، با تولید محتوای جذاب و مبتنی بر «مدگرایی» و «آزادی‌های جنسی»، به دنبال تغییر نگرش نسل جوان نسبت به حجاب و عفاف هستند.

ب) تغییر در ساختار آموزش عالی: بر اساس تحلیل کارشناسان، «ساختار آموزش عالی» در ایران، به عنوان یک «ساختار تسهیل‌کننده بدحجابی» عمل کرده است. دانشجویانی که از شهرستان‌ها به شهرهای بزرگ می‌آیند، از نظارت‌های خانوادگی و محلی فاصله گرفته و در معرض فرهنگ غالب(که عمدتاً منتقد حجاب است) قرار می‌گیرند. این فاصله‌گیری، به تضعیف هویت دینی و تغییر الگوی پوشش آنان منجر می‌شود.

ج) تضعیف باورهای دینی: ضعف در آموزش‌های دینی و اخلاقی در خانواده، مدرسه و جامعه، به تضعیف باورهای دینی و کاهش پایبندی به ارزش‌هایی مانند عفاف و حجاب منجر شده است. بر اساس یک تحلیل، «عدم ارائه آموزش‌های دینی و اخلاقی مناسب، می‌تواند خلأ بزرگی در زمینه ترویج فرهنگ عفاف و حجاب ایجاد کند».

۲-۲. عوامل اقتصادی و اجتماعی

الف) مشکلات اقتصادی و معیشتی: فشارهای اقتصادی، دغدغه اصلی بسیاری از مردم شده و توجه به مقوله عفاف و حجاب را به حاشیه رانده است. بر اساس یک تحلیل، «تبعیض و نابرابری اقتصادی به نارضایتی و بی‌اعتمادی مردم نسبت به نظام منجر می‌شود و این نارضایتی گاه به صورت بی‌حجابی و بدحجابی به عنوان نوعی اعتراض بروز پیدا می‌کند».

ب) تغییر سبک زندگی: گرایش به سمت تجمل‌گرایی و مدگرایی، به بی‌توجهی به حجاب و عفاف منجر شده است. بر اساس تحلیل‌های کارشناسی، «تغییر سبک زندگی و گرایش به سمت تجمل‌گرایی و مدگرایی می‌تواند به بی‌توجهی به حجاب و عفاف منجر شود».

ج) ضعف قوانین و اجرای ناقص آن: قوانین موجود در زمینه عفاف و حجاب، در بسیاری موارد ناقص و غیرقابل اجرا هستند و در زمینه اجرای قوانین نیز شاهد کم کاری و تناقض هستیم. بر اساس یک تحلیل، «متولیان امر عفاف و حجاب گاه به مطالبات و نیازهای جامعه توجه کافی نمی‌کنند و این موضوع به بی‌اعتمادی مردم و عدم تمایل آنها به رعایت عفاف و حجاب منجر می‌شود».

۲-۳. عوامل سیاسی و روانی

الف) دوگانگی در سیاست‌گذاری: وجود تناقض در سیاست‌گذاری‌ها و برخوردهای دولتی با موضوع عفاف و حجاب، به بی‌اعتمادی مردم و بی‌توجهی به این موضوع منجر شده است. «برخی از سیاست‌های داخلی و خارجی به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر وضعیت عفاف و حجاب در جامعه تأثیر می‌گذارند».

ب) استفاده ابزاری از حجاب: برخی افراد و گروه‌ها از مقوله عفاف و حجاب به عنوان ابزاری برای مقاصد سیاسی خود استفاده می‌کنند و این موضوع به سوءاستفاده از این مقوله و بی‌اعتمادی مردم منجر می‌شود.

ج) نیاز به جلب توجه و هویت‌یابی: برخی از افراد، به ویژه جوانان، ممکن است برای جلب توجه و یا به دلیل عدم شناخت هویت خود، به بی‌حجابی روی بیاورند. تمایل به همرنگ شدن با گروه همسالان نیز می‌تواند به ویژه در بین نوجوانان و جوانان، به پذیرش الگوهای پوششی رایج (که اغلب با حجاب اسلامی فاصله دارد) منجر شود.

بخش سوم: جنبش «زن، زندگی، آزادی»؛ نقطه عطف جنگ ترکیبی

۳-۱. زمینه‌های شکل‌گیری و اهداف

در شهریور ۱۴۰۱، با کشته شدن مهسا امینی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفت. این جنبش که به سرعت به همه استان‌های ایران گسترش یافت، با شعارهای «زن، زندگی، آزادی» همراه بود و یکی از گسترده‌ترین و طولانی‌ترین اعتراضات، از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ محسوب می‌شود.

بر اساس تحلیل‌های موجود، این جنبش با چندین هدف راهبردی طراحی شده بود:

- تخریب هویت دینی: با هدف قرار دادن «حجاب اجباری» به عنوان یک نماد دینی، این جنبش به دنبال «تخریب هویت اسلامی» زنان و «فاصله‌گرفتن آنان از ارزش‌های دینی» بود.

- تضعیف نهاد خانواده: با ترویج شعارهای فمینیستی و فردگرایانه، این جنبش به دنبال «تخریب بنیان خانواده» و «ایجاد شکاف نسلی» در جامعه ایران بود.

- ایجاد بی‌ثباتی سیاسی: با ایجاد نارضایتی و اعتراضات گسترده، این جنبش به دنبال «تضعیف نظام جمهوری اسلامی» و «ایجاد فضای بی‌ثباتی سیاسی» در کشور بود.

۳-۲. نقش زنان و جوانان در جنبش

زنان و جوانان، به عنوان نیروی محرکه اصلی این جنبش، نقش کلیدی در گسترش آن ایفا کردند. زنان پیشگام و الهام‌بخش این جنبش بودند. عده‌ای از جوانان نیز با توان سازماندهی و هماهنگی، در این جنبش شرکت فعال داشتند.

۳-۳. پیامدهای جنبش

این جنبش، تأثیراتی بر جامعه ایران بر جای گذاشت:

- گسترش بی‌حجابی: یکی از مهم‌ترین پیامدهای این جنبش، «گسترش بی‌حجابی» در جامعه ایران بود. گروهی از زنان، به عنوان اعلام همبستگی با جنبش و یا اعتراض به سیاست‌های نظام، حجاب خود را کنار گذاشتند.

- تغییر نگرش‌ها: این جنبش، نگرش‌های جامعه نسبت به موضوعات جنسیتی، هویت دینی و نظام سیاسی را به چالش کشید و فضای گفتمانی جدیدی را در جامعه ایجاد کرد.

- شکاف نسلی: این جنبش، شکاف نسلی را در جامعه ایران عمیق‌تر کرد و فاصله میان نسل جوان و نسل‌های قدیمی‌تر را افزایش داد.

نتیجه‌گیری و راهکارهای پیشنهادی

بر اساس تحلیل‌های تاریخی و جامعه‌شناختی، «سلاح برهنگی و بی‌حجابی» یک ابزار راهبردی در جنگ‌های ترکیبی علیه ایران بوده است که با هدف «تخریب بنیان خانواده»، «تضعیف هویت دینی» و «ایجاد شکاف نسلی» طراحی شده است. برای مقابله با این تهدید، نیازمند یک راهبرد جامع و چندوجهی هستیم که در عین حفظ وحدت ملی و انسجام اجتماعی، به ریشه‌های این پدیده بپردازد:

نخست: تقویت جهاد تبیین

رهبر شهید بر «حرکت تبیین» به عنوان خنثی‌کننده توطئه‌های دشمن تأکید داشته‌اند. باید با استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و فرهنگی، ارزش‌های عفاف و حجاب را به زبان روز و با منطق قوی برای نسل جوان تبیین کرد و از «شیوه‌ اخلاقی» در این کار پیروی نمود.

دوم: نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی-ایرانی سبک زندگی اسلامی باید از سطح گفتمان به سطح رفتار و نهادهای اجتماعی تبدیل شود. این امر نیازمند توجه به ابعاد مختلف زندگی(اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی و...) و طراحی الگوهای عملی برای هر یک از این ابعاد است.

سوم: هماهنگی نهادهای فرهنگی و متولیان امر

تعدد نهادهای متولی فرهنگ و فقدان یک نهاد متمرکز برای هدایت این مسیر، یکی از خلأهای جدی است. باید با تشکیل یک نهاد راهبردی واحد، از پراکندگی و موازی‌کاری جلوگیری کرد و یک نقشه راه جامع برای مقابله با تهاجم فرهنگی تدوین نمود.

چهارم: جوان‌گرایی و بهره‌مندی از ظرفیت نسل جوان

نسل جوان، به عنوان «موتور محرکه» تمدن‌سازی، باید در تصمیم‌سازی‌های کلان کشور سهم داشته باشد و با واگذاری مسئولیت‌های کلیدی به جوانان متخصص و متعهد، از ظرفیت عظیم آنان در مسیر مقابله با تهاجم فرهنگی استفاده کرد.

پنجم: حفظ وحدت ملی و پرهیز از برخوردهای سلیقه‌ای. در شرایط جنگ ترکیبی، هرگونه برخورد سلیقه‌ای و تند با موضوع حجاب، می‌تواند به تضعیف وحدت ملی منجر شود و دشمن از این فرصت برای نفوذ بیشتر استفاده کند. باید با رویکردی حکیمانه و با استفاده از ابزارهای فرهنگی و تربیتی، به ترویج فرهنگ عفاف و حجاب پرداخت و از هرگونه اقدام احساسی و شتاب‌زده که به انسجام ملی آسیب می‌زند، پرهیز کرد.

نگارنده بر این باور است که برای ساماندهی جامعه در موضوع بی‌حجابی و متاسفانه برهنگی!، ضمن توجه به تطهیر زیرساختی و تربیت روساختی، ایجاد ضمانت‌اجراهای متقن بازدارنده، و پرهیز از نگاه تک‌بعدی به معضل، از انعکاس نظرات مخرب که در واقع از باب "و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان" هستند و یا از باب "ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الآخره"

حرام بیّن و قطعی می‌باشد جلوگیری نموده و کسانی که به شیوع این منکراجتماعی و سیاسی، چراغ سبز نشان می‌دهند مورد مجازات قرار گیرند.

بر اساس باورهای قطعی دینی و اسلامی، وقتی جامعه‌ای چه در تراز خرد خانواده و چه در تراز کلان یک کشور، مبتلا به شبهه یا عدم حلیت در درآمدها و ماکولات و مشروبات شود و همه ابعاد زندگی آحاد جامعه، با انواع تسهیلات و سودهای شبهه‌ناک و حرام مختلط و آلوده گردد و زمانی حیات سمعی و بصری آحاد جامعه به صورت مدام، درگیر صحنه‌های حرام و برانگیزاننده بوده باشد و تمهیدی برای علاج صورت نگیرد و زمانی که عزمی برای پالایش عرصه عیان جامعه در مسوولان امر وجود نداشته باشد و بلکه بی‌عفتی و برهنگی ابزاری برای ربودن گوی سبقت از رقبای انتخاباتی تلقی و تبلیغ گردد نمی‌توان انتظار اثربخشی از هیچ اقدامی را داشت.

انتظار برآورده نشده از مجامع و نهادهای دینی و شاخص که راهبران معنوی و تربیتی جامعه هستند در کنار عدم اهتمام مسوولان و نهادهای وظیفه‌مند فرهنگی، در کنار غفلت‌های سهوی و عمدی رسانه‌ای، وضعیت ناهنجار کنونی را رقم زده است که قضای آنچه فوت شده است شاید بتواند از تحقق و تکمیل کار ناتمام رضاخان قلدر در زمان حیات باشکوه جمهوری اسلامی جلوگیری نماید.

نگاه ذوابعاد به موضوع در کنار تطیهر زیرساختی، و عدم غفلت از بحث غیرت و عفت مردانه و زنانه، از عوامل موثر در حل موضوع می‌باشد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

آخرین‌ها